تبلیغات

انتظار و مباحث آن


انتظار: كلمه اى ژرف و معنیى ژرفتر؛
انتظار: خط بطلان بر همه ى كفرها و نفاق ها و ظلمه؛
انتظار: خونى در رگ زندگى و قلبى در سینه ى تاریخ؛
انتظار: صلابت در درون تاریكیها و سردیه؛
به دمیدن سپیده دمان چشم داشتن و به امید طلوع خورشید زیستن، در برابر كوه مشكلات زمانه قرار گرفتن و چون كوه مقاوم بودن؛
در تراكم هواهاى كشنده ى اختناقها، بهوزیدن نسیمهاى حیاتبخش رهیى امید بستن؛
و به آرزوى پدیدار گشتن روزهاى طلیى ارزشهاى جاوید زنده ماندن.
انتظارشناسى
در تربیت اسلامى شناخت اهمیت بسیار دارد. و شناخت در منطق اسلام محدود به شناخت نظرى نیست؛ بلكه هم شناخت نظرى و هم شناخت عملى هر دو را در بر مى گیرد هر عقیده اى كه انسان در هر باره اى دارد، باید از روى شناخت و بصیرت باشد و هر فعلى و تركى كه از انسان سر مى زند، باید بر پایه ى شناخت و تشخیص باشد. این مسأله در عصر غیبت بیشتر از وقتهاى دیگر اهمیت پیدا مى كند. و این داشتن شناخت صحیح از كوشش در عبادات و مستحبات افضل بوده و اهمیت این شناخت در تبلور دو مرحله است.
1 ـ پایداری: هنگامى كه انسان حق و راه حق را بدرستى شناخت، در آن راه پایداری مى كند و در برابر شدائد دست از راه حق خود بر نمى دارد. امام صادق ـ علیه السلام ـ در این باره مى فرمیند: هر كس این امر ـ قیام قائم آل محمّد ـ علیهم السلام ـ ـ را شناخت و پیش از قیام قائم مرد، پاداش او چون كسى است كه همراه او كشته شده است(1).
2 ـ پیروى از خط امام معصوم: بدیهى است كه انسانى صاحب شناخت ـ در مقام عمل و اقدام و درجمیع شؤون زندگى ـ پیروى محض از دستورات معصوم را پیشه ى خود مى سازد.
معناى انتظار
معنا و حقیقت انتظار بر حسب مفهوم لفظى آن ضد یأس است ـ و آن قطع امید از امرى بواسطه ى یقین و اطمینان به عدم وجود یا عدم وقوع آن است ـ پس مراد از انتظار داشتن امرى، آن است كه یقین به وقوع آن داشته و چشم به راه او نشسته و امیدوار به زمان وقوعش باشد.
انتظار یك حالت درونى است كه چیزى جز آثار آن قابل مشاهده نیست؛ و مهمترین اثر انتظار آمادگى براى استقبال از محبوبى است كه انتظارش مى رود. ضد انتظار نیز ناامیدى است، آن كه امید به آمدن كسى ندارد هیچگاه انتظارش را نیز نمى كشد. آنچه كه مورد اهمیت است این كه بدانیم همانطور كه انسانِ منتظِر خود را براى منتظَر آماده مى كند، مؤمنى كه منتظر آمدن مولیش صاحب العصر والزمان ـ ارواحنا فداه ـ است، خود را آماده و مهیا براى آمدن او مى كند. البته چناین آمادگى به امورى كه در برخى روایت بدان اشاره شده است، بستگى دارد.
ابعاد انتظار
ابعاد انتظار را مى توان در دو محور مشاهده كرد: نخست محدوده ى قلب و روح و دیگر عرصه عمل و اقدام.
ابعادقلبى
اگر چه بعد قلبى انتظار خود در سه مرحله به كمال خود مى رسد:
اول: ظهور و فرج حضرت بقیة اللّه ـ ارواحنا فداه ـ را باور كردن؛ بدین معنا كه آن قطعى بوده و بیقین تحقّق خواهد یافت كه البته چناین باورى بنا بر گفته هاى خداوند و اولیاى معصوم او لازم الاعتقاد بوده و منكر آن كافر است.
دوم: آنكه ظهور را موقت به وقتى نكند كه در نتیجه قبل از فرا رسیدن آن هنگام میوس باشد. و این نیز به مقتضاى ادلّه واجب است؛ ولیكن به گونه اى كه اگر نباشد موجب فسق است نه كفر. زیرا وى گرفتار یأسى است كه حرام بوده و مى توان آن را از احادیث بسیارى از جمله روایتی كه وقت گذاران را دروغگو شمرده است(2)، استفاده نمود.
سوم: آنكه حالت انتظار لحظه بلحظه در قلب او موج زند كه مى توان آن را از روایتی چون انتظر الفرج صباحاً ومساءً(3) صبح و شام منتظر ظهور ـ امام زمان ـ باشید. و هم چناین در سخن زیبایی كه فرمود: یأتی بغتةً كالشهاب الثاقب(4) او ناگهانى چون شهاب ظاهر خواهد شد. و این مقتضاى كمال ایمان و عدم آن نقص ایمان است كه به مقتضاى این درجه، مؤمن باید مانند كسى باشد كه خبر آمدن مسافر را به او داده اند و مسافر در راه است و هر لحظه ممكن است برسد.
اینك برخى ابعاد این باور را بر مى شمریم:
توحید:
یكى از ابعاد مهم انتظار كه پیوسته باید مورد توجه باشد، بُعد توحیدىِ آن است. انتظار، در ماهیت خود، انسانِ منتظر را متوجّه مبدأ عالم، و خداى جهان و سرچشمه ى همه ى هستها و هستیها مى كند. انسان منتظر، همواره، چشم به راه فرجى است كه به قدرت مطلقه ى الاهى تحقق خواهد یافت. منتظران دیده به راه حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ مى باشند؛ او كیست؟ او بنده ى خدا، خلیفه ى خدا در زمین كه به قدرت خدا زنده است و مشغول عبادت خدا و واسطه ى فیض الاهى است و روزى به امر خدا براى استقرار بخشیدن دین خدا ظاهر خواهد شد.
این بُعد توحیدى انتظار و توجه به خدا و طلب فرج از درگاه خدا، از مهمترین اصول این اعتقاد و باور است. پیغمبر اكرم ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ مى فرمید:
أفضل أعمال أُمّتی، انتظار الفرج من اللّه عزّ وجلّ ارزشمندترین كردار امت من انتظار گشیشى از جانب خداوند عزّ وجلّ است(5).
نبوّت:
یك بعد انتظار توجه به پیامبران و مكتب پیامبران و تجدید عهد با آنان است؛ منتظران چشم براه كسى هستند كه در او صفات و آثار پیامبران گرد آمده و هنگامى كه ظاهر گردد، آن آثار در او دیده خواهد شد. او از اهل بیت پیامبر و دوازدهمین وصى و جانشاین او است؛ و چون ظاهر گردد؛ پرچم پیامبر را در دست گیرد و به سنت او عمل نمید. نخستاین اصحاب او 313 نفر خواهند بود به تعداد اصحاب پیامبر در جنگ بدر. در كتاب بحارالانوار حدیثى آمده كه هر كس از شما در حال انتظار ظهور حاكمیت دین خدا در گذرد، مانند كسى است كه در خدمت قائم باشد و در خیمه ى او . . . نه بلكه مانند كسى است كه در ركاب قائم بجنگد نه به خدا سوگند، بلكه مانند كسى است كه در ركاب پیامبر ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ شهید شده باشد(6).
این تعالیم همه توجه دادن به اصل مهم نبوّت است.
امامت:
اعتقاد به امامت نیز در انتظار به خوبى روشن است. امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ وصىّ رسول خدا و خاتم ائمّه ى طاهرین است؛ امامان همه او را یاد كرده اند. آن حضرت مظهر قائم جارى امامت است و دین خدابه او قیام مى كند و زنده مى شود. او مشعل راه حیات و تكلیف است، انتظار ظهور او بزرگترین تأكید است بر اصل اعتقادى امامت و رهبرى. در احادیث تأكید بسیار شده بر شناخت امام و خط امامت؛ امام صادق ـ علیه السلام ـ مى فرمید: امام خود را بشناس اگر امام را شناختى چه ظهور زودتر اتفاق افتد یا دیرتر، به تو زینى نمى رساند(7) در احادیث ائمه ـ علیهم السلام ـ تأكید شده بر اینكه در عصر غیبت، راه امامان را بپیمائید و از تعالیم و احكام آنان پیروى كنید. به تولاى آنان چنگ زنید و از دشمنان و مخالفان آنان تبرى بجوئید و كناره گیرید.
قرآن:
امر مهم دیگرى كه هر منتظرى باید متوجه آن باشد، كتاب خدا و قرآن كریم است. مهدى ـ ارواحنا فداه ـ ، زنده كننده ى همه ى احكام قرآن است. انسان منتظر، همواره این آرمان را در دل زنده مى دارد كه روزى با ظهور جهانگیر مهدى آل محمّد ـ علیهم السلام ـ و آخرین خلیفه ى آورنده ى قرآن، احكام قرآن جارى مى شود و قرآن در سراسر جهان حاكمیت مى یابد و كتاب آسمانى، برنامه ى زندگى انسان زمینى مى گردد.
عدل:
این بُعد و توجه به آن در مسأله ى انتظار، بسیار روشن است. انتظار مهدى ـ ارواحنا فداه ـ انتظار ظهور عدل است آن نیز عدل جهانى. آن حضرت مظهر اسماى الاهى است از جمله این دو اسم مبارك یا عدل یا حكیم. حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ تجسم اعلاى حق و تحقق والاى عدل است؛ اوست كه جهان آكنده از بى عدالتى ها و بایدادها را، آكنده از عدل و داد مى كند و عدل خدیى را در همه جا سریت مى دهد. بطور كلى تداعى موضوع عدل و عدالت و جهانگیر شدن آن از انتظار جزء بدیهیات است. انتظار یعنى چشم براه امامى داشتن كه چون بیید جهان را از عدل و داد مملو سازد.
معاد:
در امر انتظار، اصل اعتقادى بسیار مهم معاد همواره حضور دارد. این حضور در سه جهت نمودار است.
جهت اول: اینكه آن حضرت به هنگام ظهور، ستمگران را كیفر مى دهد و مؤمنان را عزیز مى دارد و رحمت الاهى را به مؤمنین مى چشاند و این خود نمونه اى است از چگونگى رستاخیز.
جهت دوم: اینكه به هنگام ظهور آنحضرت، گروهى از پاكان و پلیدان به جهان باز مى گردند به تعبیر قرآن (یوم نحشر من كل أُمّة فوجاً)(8) روزى كه از هر گروهى برخى را محشور مى سازیم
و این خود قیامت صغریى است و نشانه اى براى قیامت كبرا.
جهت سوم: اینكه ظهور آن حضرت از اشراط ساعت است. یعنى علائم قیامت، یكى از نشانه هاى حتمى قیام قیامت، ظهور آن حضرت است تا او نیید و حكومت عدل را در جهان برپاى ندارد، عمر جهان به سر نمى رسد و قیامت برپا نمى گردد.
ابعاد عملى
محور دوم انتظار، انتظار عملى و اقدامى است: با این بین كه: چنانچه انتظار یك زارع براى خوب به عمل آمدن محصول مشروط به شرطهیى است؛ از آن جمله كه زمین زراعى را اصلاح كند، تخم بكارد به موقع آبیارى كند در حالى كه مى داند تربیت كننده ى آن تخم و روایننده ى آن تا سر حد كمال خداوند متعال است. در این حال چون احتمال آفت زمینى و آسمانى مى رود، سم پاشى كرده و نیز دعا مى كند و از خدا مى خواهد كه آفتها را از بین ببرد و محصول او را به عمل آورد. همینطور انتظار و دعا براى فرج امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ و رسیدن فیوضات و نعمتهاى الاهى به بندگان بر اسباب و شریطى تكیه دارد و آن این است كه به امام ـ علیه السلام ـ در ظاهر نیز اذن تصرف داده شود و از پرده ى غیب بیرون ید و براى این اذن نیز مقدمه هیى خواهد بود كه برخى از آنها به دست خود مردم است كه عبارت از تقواى الاهى و رفتار نیكو است چنانچه در سوره ى اعراف مى فرمید (ولو أنّ أهل القرى آمنوا واتّقوا لفتحنا علیهم بركات من السماء والأرض)(9). اگر مردمان ایمان آورده و تقوا پیشه سازند حتماً درهاى بركت را از آسمان و زمین به سوى یشان مى گشییم. بنابرین معلوم مى شود كه رفتار زشت مردم خود مانعى براى ظهور آن عزیز جانهاست.
حال به بررسى برخى از ابعاد انتظار عملى مى پردازیم:
تقید مكتبى
یكى از ابعاد مهم، در فلسفه ى عالى تشیع، تقید به مكتب و خط مكتب است در صخره ى استوار اعتقادات شیعى به تعبیر دیگر تولّى و تبرّى، متابعت محبّت آمیز از حق و دستورات اهل بیت در تمامى شؤون و مخالفت خصمانه با ناحق و دورى از دشمنان خدا و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ .
این است شعار شیعه، در طول تاریخ، شیعه فقط دین خدا را مى شناسد و به آن عشق مىورزد و هیچ گونه انعطاف پذیرى در برابر دشمنان دین در شراشر وجودش راه ندارد. پیامبر اكرم ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ فرمودند: خوشا به حال منتظرانى كه به حضور قائم برسند، آنان كه پیش از قیام او نیز پیرو اوایند، با دوست او عاشقانه دوستند و موافق، و با دشمن او خصمانه دشمنند و مخالف(10).
دیندارى:
از ویژگیهاى انسان منتظر دیندارى است و دینت پیشگى، جز این نمى توان تصور كرد. انسان در دوران غیبت، باید با مواظبت بیشتر، به امر دین خود، و به دیندارى و صحّت اعمال خود بپردازد و از هر گونه سستى، انحراف دورى گزیند و در خط صحیح قرار گیرد و دائماً متوجه و متوسل به امام خود باشد امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: براى صاحب الامر غیبتى طولانى است؛ در این دوران هر كسى باید تقوى پیشه كند و چنگ در دین خود زند.(11)
آمادگى نظامى: امر بسیار جالب و بسیار مهم امر آمادگى نظامى در عصر انتظار است. مؤمن منتظر باید همیشه آمادگى نظامى و نیروى سلحشورى داشته باشد تا به هنگام طلوع حق، به صف پیكارگران ركاب آنحضرت بپیوندد. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند:
لِیعِدَّنَّ أحدُكم لخروج القائم ولو سهماً فإنّ اللّه إذا علم ذلك من نیته رجوتُ لأن اینسئ فی عمره حتّى یدركُه ویكون من أعوانه وأنصاره(12)
مى بیست هر یك از شما براى قیام قائم اگر چه یك تیر تهیه كند. همانا خداوند هنگامى كه این نیت را در او مى بیند امیدست كه عمرش را طولانى سازد تا آنكه او را دریابد و از ایران و یاوران او باشد.
در گذشته شیعاین به این امر توجه بیشترى داشتند تا جیى كه برخى شمشیر یا سلاحى دیگر درخانه نگاه مى داشتند. به بعد انسانى این كار بنگرید! انسان در مدت عمر خود اسلحه داشته باشد كه به هنگام ظهور منجى انسانیت و گسترنده ى اصول عدالت و در هم كوبنده ى جباران به او بپیوندد و براى نجات بشریت مظلوم و انسانیت محروم به پا خیزد. این چه زلال جارى و چه باور تابناكى است. آفرین بر این اعتقاد و آمادگى.
اخلاق اسلامى
معلوم است كه این بُعد نیز، باید در جامعه ى منتظر حضور محسوس داشته باشد. جامعه ى منتظر، باید جامعه اى اسلامى باشد. و بزرگترین وجه تمیز جامعه ى اسلامى، از دیگر جامعه ها، همان اخلاق نورانى اسلام است. انسان منتظر باید داراى اخلاق اسلامى باشد، و جامعه ى منتظر باید مظهر اخلاق اسلامى باشد. امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ ، در حدیثى كه بخشى از آن ذكر شد، مى فرمید:
هر كس خوش دارد، در شمار اصحاب قائم باشد، باید در عصر انتظار، مظهر اخلاق نیك اسلامى باشد. چناین كسى اگر پیش از قیام قائم درگذرد، پاداش او مانند كسانى باشد كه قائم را درك كنند و به حضور او برسند. پس (در دیندارى و تَخَلُّق به اخلاق اسلامى) بكوشید، بكوشید و در حال انتظار ظهور حق به سر برید. این (كردار پاك و افكار تابناك) گوارا باد بر شما، اى گروهى كه رحمت خدا شامل حال شماست!(13)
و اینكه اینهمه تأكید شده است كه شیعه باید زین امامان خود باشد نه شَاین آنان، رعیت آن، در عصر انتظار، به صورتى مؤكدتر لازم است. شیعه باید با رفتارِ انسانى، و اخلاقِ محمدى، و صفاتِ علوى، و فضائلِ جعفرى، همواره میه ى زینت و افتخار و آبروى ائمه ى طاهرین باشد، نه میه ى ننگ آنان. باید طورى باشد كه ائمه بتوانند به شیعاین خود افتخار كنند. و این رعیت، در دورانِ غیبت امام ـ به احترام امام ـ واجب تر است.
پارسیى
انسانِ منتظرِ حكومتِ علىوارِ مهدى موعود، علاوه بر تدین و تقوى، باید پارسا باشد، و خود راچنان كه آن پیشوا دوست دارد، بسازد و بدارد، و به او و ایران او شباهت به هم رساند، تا ـ به لطف خدا ـ در شمار آنان به حساب ید. امام صادق مى فرمید:
هر كس خوش دارد، در شمار اصحاب قائم باشد، باید چشم به راه باشد، و پارسیى پیش گیرد، و كردار با ورع داشته باشد.(14)
در حدیثى دیگر، امام محمد باقرـ علیه السلام ـ ، مى فرمید:
تقوى پیشه سازید، و بار سنگاین انتظار را، به كمك ورع و پارسیى به منزل رسانید، و با كوشش بسیار در عبادت و اطاعت خدا.
هر یك از شما دینداران، هنگامى غرق شادمانى مى شوید كه به آستانه ى ورود به جهان دیگر پا نهید، و دوره ى دنیا را سپرى كنید. آنجا چشمانتان به نعمت الاهى، و كرامت خدیى، و بهشت جاودانى روشن مى گردد. آنجاست كه همه ى اندوهها از مین مى رود. و آنجاست كه مى بینید راهى كه شما پیمودید حق بوده است، و راهى كه مخالفان شما پیموده اند باطل . . .(15)
انتظار، دورانِ تكلیف حسّاس
با توجه و تأمل در ابعاد عملىِ انتظار ـ كه در بخش پیش یاد شد ـ مى بینیم كه انتظار، تجلّىِ جامع و تَبَلوُرِ كامل تربیتهاى مكتب است. پس، انتظار، هم، شاخصِ مُنَوَّرِ اَبعاد عقید حَقّه است، و هم تبلورِ كاملِ تربیتهاى مكتب. آرى غیبت، جرینى بسیار عمیق، و انتظار جرینى بسیار سازنده و مهم است. دوره ى غیبت و انتظار از یك جهت، مانند مدتى است كه معلم از كلاس خارج مى شود ـ چنانكه در پیش اشاره شد ـ تا بنگرد كه شاگردان در غیاب او چه مى كنند؟ و درباره ى تعالیم و تكالیف خود چسان رفتار مى نمایند. انسان منتظر، كه شاگرد مكتب پیامبران، و حاضر در كلاس دین حق است، باید همواره مراقب خود باشد، و در علم و عمل بكوشد، و بداند كه معلم از كلاس بیرون رفته است، و هر لحظه ممكن است برسد، و او را در آن حال كه هست ببیند . . . باید همیشه در حالى باشد كه رضاى كامل خاطر معلم را فراهم آورد.
نگهبانى ایمان
یكى از ابعاد عظیم تكلیف حسّاس و بزرگ، در روزگاران غیبت و انتظار، حفظ دین، و نگهبانى مرزهاى عقیدتى، و حراست باورهاى مقدس است. جامعه ى منتظر نباید درباره ى این امر عظیم سستى روا بدارد.لازم است فروغ ایمان، و نور یقین، و پرتو عقیده ى به حق، و تشعشع اعتقادات راستاین، همواره، در دل و جان مردم محفوظ باشد، و پیوسته ژرفتر و ژرفتر شود، و بارورتر و بارورتر گردد.لازم است جان و دل نوباوگان و نوجوانان و جوانان، هر دم، در برابر تابش اعتقادات حقه قرار گیرد، و از این تابش و تجلى آكنده گردد.
لازم است ایمان، جزء وجود آنان، و میه ى تقوم هویتِ اصلى آنان باشد، تا كم كم، حق، و فداكارى در راه اعتلاى حق، چون خون، همه ى وجود آنان را گرم كند، و چون روح، جوهرِ حیات آنان باشد.لازم است سعى شود تا ایمان اعتقادى، با ایمان عملى در آنان، اتحاد یابد، و از نخستاین سناین تكلیف و توجه، بُعد عمل به احكام نیز، عمل درست، در زندگانى آنان حضور قاطع بیابد.در روزگار غیبت امام، و طولانى شدن عصر انتظار، ممكن است شبهه هیى در ذهن برخى بیابد، یا شیاطاین پنهان و شیاطاین آشكار، به سست كردن پایه هاى اعتقادى كسانى ـ بویژه جوانان ـ برخیزند؛ باید در برابر این شبهه ها مقاومت كرد، و آنها را از ذهنها و دلها زدود. همچناین مطالب و مسائلى، در روند زمانه، و تحولات زندگى بشر، و پیدا شدن افكار و مسلكها بروز مى كند، كه ممكن است ظلمتهاى فكرى بیافریند، و به ایمانها و روشنییهاى قلوب، زین برساند؛ باید در برابر این مطالب و مسائل نیز پیدار بود، و پایداری كرد، و در رد و رفع آنها، و روشن كردن پوچىِ آنها، به كوشش برخاست.بطور كلى، حوزه هاى علمى و اعتقادى، و نگهبانان میراث قرآنى و فرهنگ تربیتى اسلامى، باید در برابر همه ى این تهاجمات پایداری كنند، و به تناسب هر مورد، به دفع این زینها و خطرها بپردازند. اینهمه تأكید كه در احادیث، درباره ى حفظ یتامِ آلِ محمّد ـ علیهم السلام ـ شده است، قسمتى از آن تأكیدها ناظر به این بُعد است، بُعد اعتقادى. این یتام، یتامِ معنوى و تربیتى هستند، و این حفظ، ـ از جمله ـ حفظ اعتقاد دینى، و تربیت دینى است در توده ها، بویژه در جوانان و نوجوان. و اینهمه كه اهمیت
داده اند به پاسدارى از مرزهاى اعتقادى، و گفته اند: عالمانِ حافظ دین، و نگهبانانِ عقید مردم از انحراف، پاسداران مرزهاى دینند، اینها همه، در آن صورت است كه این نگهبانى و پاسدارى، به نحو احسن، به عمل ید.حفظ و گسترش اعتقاد دینى، و شناخت درست اعتقادى و عملى ـ كه وسیله ى تشخیص حق از باطل است ـ در روزگار متصل به ظهور، مفیدتر، بلكه لازمتر است، چنانكه در احادیث رسیده است. و این بدان علت است كه تنها دارندگانِ عقیده و عملند كه در مسائل و حوادث پیش از ظهور گم نمى شوند، و دچار تردید نمى گردند، و حق را تشخیص مى دهند. آرى، آنان كه اعتقاد صحیح و عملِ صالح داشته باشند، به تصدیق و تیید مهدى ـ علیه السلام ـ مبادرت مى كنند و به سعادت بزرگ مى رسند. این است كه تا به هنگام ظهورِ مهدى ـ یعنى هنگامى كه فریاد او به گوش همگان برسد ـ باید اعتقاد صحیح، و عمل صالح، در مردمِ منتظر حفظ گردد.
در احادیث و تعالیم، از اهمیت ایمان، در عصر غیبت، به گونه هیى عجیب یاد شده است، و منتظران مؤمن، داراى مقام و منزلت شمشیر زنان در ركاب پیامبر دانسته شده اند. از این بالاتر، پیامبر اكرم آنان را برادران خود خوانده است. همچناین از نظرِ خردمندى، و بصیرت، و اعتقاد، و اخلاص، مورد ستیش بسیار قرار گرفته اند. دلهاى منتظران مؤمن، در سخن امام صادق ـ علیه السلام ـ كه سپس نقل خواهد شد، چونان قندیلهاى روشن توصیف شده است.
پیامبر اكرم ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ خطاب به اصحاب:
. . . شمین اصحاب منید، لیكن برادران من مردمیند كه در آخر الزّمان مى ایند. آنان به نبوت و دین من ایمان مى آورند، با اینكه مرا ندیده اند . . . هر یك از آنان اعتقاد و دین خویش را با هر سختیى نگاه مى دارد، چنانكه گویى درخت خار مغیلان را در شب تاریك با دست پوست مى كَند، یا آتش پر دوام چوب تاغ را در دست نگاه مى دارد. آن مؤمنان، مشعلهاى فروزانند در تاریكیها. خداوند آنان را از آشوبهاى تیره و تار (آخر الزّمان) نجات خواهد داد ـ
لأحَدُهُم أشَدُّ بَقْیةً على دینهِ، مِن خَرْطِ القَتادِ، فی اللّیلَةِ الظَّلماء، أو كالقابِضِ على جَمْرِ الغَضا. أُولئكَ مَصابیحُ الدُّجى، اینجیهمُ اللّهُ مِن كلِّ فتنة غَبراءَ مُظلِمَة(16).
امام علىّ بن الحسین زین العابدین ـ علیه السلام ـ ، خطاب به ابو خالد كابلى:
اى ابو خالد! مردمانى كه در روزگار غیبت به سر مى برند، و معتقِدند و منتظِر، از مردمان همه ى زمانها افضلند. زیرا كه خداى متعال به آنان خرد و فهم و معرفتى داده است كه غیبت امام، براى آنان، مانند حضور است (یعنى با اینكه در عصر غیبت به سر مى برند و امام را نمى بینند، از نظر ایمان و تقوى و پایداری، گویى در زمان ظهور به سر مى برند و امام خود را مى بینند). این مردم را (كه در چنان روزگارى زندگى مى كنند)، خدا مانند سربازانِ پیكارگر صدر اسلام قرار داده است، همانان كه در ركاب پیامبر ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ ، شمشیر مى زدند و پیكار مى كردند.آنانند اخلاص پیشگان حقیقى، و آنانند شیعاین واقعى، و آنانند كه ـ در نهان و عاین ـ مردم را به دین خدا دعوت مى كنند . . .(17)
و این ایمان و باور، باید در جامعه باشد، و باید همچناین ـ تا زمان ظهور ـ بماند.
عدل و احسان
مسأله ى دیگرى كه مسلمان منتظر، باید به آن اهمیت بسیار بدهد، و در تحقّق و گسترش آن بكوشد، عدل و احسان است. یكى از شعارهاى سرلوحه اى، در قرآن كریم، این شعار سترگ است:
(إنّ اللّه یأْمُرُ بالعَدلِ وَالإحسان)(18).
خداوند به اقامه ى عدل و اشاعه ى احسان امر مى كند.
سخن از عدالت و دادگرى، در اسلام و قرآن، اصلى است بنیادى و همه گیر، كه نیازى به توضیح ندارد. اهمیت این اصل تا آنجاست كه در بسیارى از احكام فقهى و عبادى نیز، به گونه اى، به لزوم عدالت بر مى خوریم، از جمله در نماز جماعت، كه مى گوایند، پیشنماز باید عادل باشد. و این عدالت كه در پیشنماز شرط است نیز، به نوعى، ترك ظلم است نسبت به نفس، و نسبت به غیر.این است كه منتظران ظهور دولت حق، و حكومت عدل، كه دینشان اسلام است، و كتابشان قرآن، و نخستاین امامشان على بن ابى طالب است (یعنى تجسُّمِ اعلاى عدالت و دادگرى)، و خود در انتظار تحقق حكومت عدل جهانى به سر مى برند، باید پیوسته، نمونه ى این عدل و عدل طلبى باشند، و این چگونگى را نشان دهند، و جامعه ى خویش را از احسان سرشار سازند. باید جامعه ى آنان، نمونه ى آن عدل و دادى باشد كه از آن دم مى زنند، و منتظر ظهور ابعاد كلى و جهانگیر آنند.
مى شود جامعه اى خود را منتظر حكومت عدل جهانى بداند، و خود، در محیط خود، در روابط خود، در معاملات و حقوق و قواناین خود، عدالت را عملى نسازد، و رعیت نكند، و به عدل و داد نگرید، و از عدل و داد طرفدارى نكند، و در راه آن به پا نخیزد، و نشانى از بسط و عدل و احسان در آن جامعه نباشد؟ این امر چگونه مى تواند بود؟ و اگر باشد، صدق اینگونه مردمى در انتظار، از كجا نمودار خواهد گشت؟.
تمرین و ریاضت
منتظران با اخلاص در مرحله ى تربیت نفس و خود سازى به امر دیگرى نیز باید توجه كنند توجهى عمیق. آن امر، تمرین زندگى است ساده و خشن و دور از رفاه و تن آسانى، تا بدینگونه با زندگى پیشواى قیام هماهنگ گردند و تاب پیروى از او پیدا كنند. هیچگونه ضعفى و سستى و امیال و علیقى نباید شخصیت صخره سانِ انسان منتظر را دستخوش قرار دهد. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: درباره ى خروج قائم، خیلى عجله دارید، هان! به خدا سوگند، او جامه ى مویین مى پوشد و نان جواین مى خورد. روزگار قیام او، روزگار به كار بردن شمشیر است . . . او شبانگاهان به دردمندان و نیازداران سر مى زند و روزها به نبرد در راه دین مى پردازد. . .(19)
آرى درد آشناین! به همراهى آن پیشواى درد آشنا به پا مى خیزند و جباران را با مجاهده و جنگ، در پرتو یارى و نصر خدیى، از مین بر مى دارند و خود مانند محرومترین محرومان زندگى مى كنند. خوراكى خشك و اندك مى خورند و جامه اى خشن و كم بها مى پوشند. اینسان رفتار مى نمایند تا محرومیت را از جهان بردارند.
قائم و قیام
این قیام به هنگام شنیدن نام قائم یعنى آمادگى داشتن در هر آن، براى قیام و مبارزه و جهاد در راه تحكیم عدالت جهانى در ركاب حجّت خدا. شیعه ى منتظر در عصر غیبت باید همواره داراى چناین هدفى باشد.
نقش انتظار
انسان در زندگى فردى و اجتماعى خود مرهون حقیقتى به نام انتظار است و اگر از انتظار گریخته و امیدى به اینده نداشته باشد، زندگى براى او مفهومى نخواهد داشت. حركت و انتظار در كنار هم مى باشند. انتظار علت حركت و تحرّك بخش است. آنچه مورد انتظار است، هر چه مقدس تر و عالى تر باشد انتظارش نیز مقدس تر خواهد بود و ارزش مردم را مى توان از انتظارى كه دارند سنجید یكى در انتظار پاین سال و اخذ گواهى و مدركى ست تا بدین وسیله كار و شغل مناسبى فراهم نمید. دیگرى منتظر سامان یافتن اوضاع مالى خویش است تا خانه اى فراهم كرده و همسرى بگیرد و از تجرّد و تنهیى خلاص یابد. و آن دیگر منتظر ارتقاء حقوقى است كه مثلاً ماشاین سوارى یا خانه ى شخصى تهیه نمید. رژیمهاى سرمیه دارى نیز منتظرند تا قدرتشان بیشتر شده و دنیا را بیشتر استعمار كنند در هر حال همه منتظرند و این انتظار سبب جنب و جوش آنهاست و اگر انتظار در این دنیا از بشر گرفته شود دیگر ادامه ى حیات بریش بى لذّت و بى معنا است.
(قُل كل متربّص فتربّصوا)(20)
بگو همه منتظرند پس منتظر باشید.
انتظار فرج امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ اصلى ترین نقش خود را در آرامش دلهاى پریشانى كه از وضع موجود در جامعه ها و سیطره استعمار و هر چه محرومتر شدن ضعیفان و قتل و غارتها و مهجور ماندن معارف حقیقى اهل البیت ـ علیهم السلام ـ به ستوه آمده و در مین امواج یأس و نومیدى غوطهور است. در این حال یگانه آرزوى آنان پیشوا و نور تابانى است كه عالم سراسر تاریكى را به پرتو جمالش منوّر مى سازد و این امید خود آرام بخش جان آنهاست. با این امیدست كه شاهراه شریعت را با گامهاى استوار در مى نوردد و چون كوه در برابر مشكلات مى یستد و بدین روش زمینه اى را براى ظهور آن عزیز فراهم مى سازد. لذاست كه آن حضرت در توقیع شریفى به محمّد بن عثمان مى فرمید: براى فرج بسیار دعا كنید كه آن خود فرج شماست(21).
ارزش انتظار
واژه ى انتظار سترگترین مقام را در معارف اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به خود اختصاص داده است. در مین هزاران هزار گوهر تابناك كه از خاندان رسالت رسیده است به كمتر واژه اى بر مى خوریم كه چون انتظار از آن به زیبایی یاد شده باشد. از مین آن باغستان معارف به دو ریحان بسنده مى كنیم:
امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمودند: روزگارى خواهد آمد كه امام از مردم پنهان مى شود. خوشا به حال آنان كه در آن زمان بر امر (ولایت) ما ثابت قدم باشند. زیرا كمترین ثوابى كه آنان را خواهد رسید، آنكه خداوند به یشان مى گوید: اى غلامان و كنیزان من! بر سرّ من ایمان آوردید و غیب مرا گواهى كردید؛ بشارت باد شما را به جزاى نیكوى من. همانا شما غلامان و كنیزان حقیقى من هستید. از شما مى پذیرم (رفتار نیك را) و بر شما مى بخشیم (عملهاى زشت را) و بخاطر شما در مى گذرم و سیراب مى سازم بندگانم را با آب باران؛ و بلاها را از آنان رفع مى كنم. اگر شما نباشید عذابم بر آنان نازل خواهد شد.
جابر گوید: گفتم: اى فرزند رسول خدا! چه چیزى بهترین كار براى مؤمن در این زمان است؟ فرمود: نگاهدارى زبان و خانه نشاینى(22).
هم چناین از ابى بصیر از امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره یه شریفه (یوم یأتی بعض یات ربّك . . .)(23) سؤال شد، فرمود: آن هنگام قیام قائم و منتظر ماست . . . سپس فرمود: اى ابو بصیر! خوش بر احوال شیعاین قائم ما كه در زمان غیبت انتظار ظهورش مى كشند و در گاه ظهور فرمان بردار اوایند آنان اولیاء خدیند كه هیچ ترس و واهمه اى بر آنان نیست و هرگز غمگاین نخواهند شد(24).هم چناین درباره ارزش انتظار امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است كه به برخى از ایران خود فرمودند: هر یك از شما منتظر این امر از دنیا روید چون كسى هستید كه در خیمه قائم همراه اوست(25).
وجوب انتظار
آنچه تا كنون پیرامون ابعاد، ارزش و نقش انتظار و دیگر محورهاى این بحث بین كردیم وجهى براى طرح این مبحث باقى نگذارده است، لیكن به منظور جامع بودن سخن در این باره نیز به حدیثى زیبا اشاره مى كنیم:
ابو بصیر خدمت امام باقر ـ علیه السلام ـ مى رسد و عرض مى كند: اى فرزند رسول خدا! یا مى پذیرید كه من دوست و تنها متوجه و گردن نهاده بر ولایت شمیم؟ امام ـ علیه السلام ـ فرمود: آرى! عرض نمود: پس اینك پرسشى دارم كه جواب دهید، زیرا من نبینیم و كمتر راه مى روم؛ و نمى توانم هر زمان خدمت شما برسم. امام ـ علیه السلام ـ فرمودند: خواهش خود را عرضه دار! گفت: مرا از آن دین كه خود و خاندانت بدان پیبندید، آگاه ساز تا من نیز بدان گردن نهم. امام ـ علیه السلام ـ فرمود: اگر چه به كوتاهى سخن گفتى، لیكن سؤالى بس بزرگ نمودى؛ بخدا سوگند! دین خود و پدرانم را بر تو عرضه مى كنم و آن گواهى به یگانگى خداوند و رسالت محمد و اقرار بر آنچه او از جانب پروردگار آورده و دوستى با آنان كه دوست میند و بیزارى از هر كه دشمن ماست و تسلیم بودن بر فرمان ما و انتظار كشیدن قائم ما و كوشش نمودن (در راه اطاعت خداوند) و پرهیز از آنچه او نمى پسندد(26).
این نكته اى بسیار شگرف است كه انتظار دوشادوش توحید و نبوت از اصول مهم دین محمدى است. و آن حكیت از چیزى فراتر از وجوب دارد.
فظیل انتظار فرج امام مهدى (عج)
در روایت اسلامى فضیلت و ثواب بسیارى براى منتظران آن امام منتظر (عج) بین شده است، حال ما در اینجا به ذكر برخى از روایت انتظار اشاره مى نمییم.
1ـ صقر بن ابى دلف مى گوید:
شنیدم كه حضرت محمد بن على الرضا ع مى فرمود: همانا امام پس از من پسرم على است، امر او امر من است، گفته اش گفته من و اطاعتش اطاعت از من است و اما بعد از او پسرش حسن است. امر او امر پدرش و گفته او گفته پدرش. اطاعت او اطاعت پدرش مى باشد.
امام رضا ع سپس ساكت شد عرض كردم: اى فرزند رسول خدا ص امام بعد از حسن ع كیست؟ پس آن حضرت بشدّت گریست.
سپس امام رضاع فرمود: البته بعد از حسن پسرش آنكه قائم به حق و مورد انتظار است ؛ مى باشد.
راوى مى گوید: گفتم: اى فرزند رسول خدا ص چرقائم نامیده شده است؟ فرمود: چون كه او بپاخیزد پس از آنكه یادش مرده باشد و بیشتر معتقدان به امامتش برگشته باشند. گفتم چرا منتظر نامیده مى شود؟ امام رضا ع فرمود: زیرااو را غیبتى است كه روزها و مدتى طولانى دارد پس مخلصان منتظر خروجش باشند و اهل تردید انكارش كنند و جاهلان یاد او را استهزاء كنند ووقت گذاران (براى ظهور او) دروغگو شوند. و عجله كنندگان در آن هلاك گردند و تسلیم شوندگان در آن نجات یابند.
2 ـ شخصى از امام صادق ع پرسید:
اگر كسى بر ولایت شما باشد و انتظار ظهور حضرت حق را داشته باشد و در این حال بمیرد، چگونه است؟
امام صادق ع در پاسخ فرمودند: او همانند كسى است كه با رهبر این انقلاب (حضرت مهدى (عج)) در خیمه فرماندهى او بوده باشد، پس اندكى سكوت كرد سپس فرمود:  مانند كسى كه با پیامبر اكرم ص در مبارزاتش همراه بوده است.
و در روایت دیگرى داریم كه امام صادق ع فرمود: او همانند كسى است كه در ركاب رسول خدا ص شهید شده باشد.
3 ـ حضرت على ع فرمودند:
منتظر فرج باشید و از رحمت خدا ناامید نشوید. به درستى كه بهترین عمل نزد خداوند عزوجلّ انتظار فرج است. (92)
فوید و آثار ارزشمند انتظار فرج حضرت مهدى (عج) برخى از ناآگاهان چناین پنداشته اند كه انتظار فرج مهدى (عج) ممكن است سبب ركود و عقب ماندگى یا فرار از زیربار مسؤلیت ها و تسلیم دربرابر ظلم و ستم گردد ؛ چرا كه اعتقاد به این ظهور بزرگ ؛ مفهومش قطع امید از اصلاح جهان قبل از او و حتى كمك كردن به گسترش ظلم و فساد است و انتظار این ظهور بزرگ آثار و بركات بسیار سازنده اى دارد كه در ذیل به چند نمونه اشاره مى كنیم:
1 ـ خود سازى فردى
انتظار یك مصلح جهانى به معنا آماده باش كامل فكرى، اخلاقى، مادى و معنوى براى اصلاح همه جهان است، فكر كنید چناین آماده باشى چقدر سازنده است. براى تحقق بخشیدن به چناین انقلابى، مردانى بسیار بزرگ، مصمم، نیرومند و شكست ناپذیر، فوق العاده پاك، بلند نظر، كاملا آماده و داراى بینش عمیق لازم است و خودسازى براى چناین هدفى مستلزم به كار بستن عمیق ترین برنامه هاى اخلاقى، فكرى و اجتماعى است. این است معناى انتظار واقعى. یا هیچ كس مى تواند بگوید كه چناین انتظارى سازنده نیست؟!
2 ـ خود یاریهاى اجتماعى
منتظران راستاین در عاین حال وظیفه دارند تنها به خویش نپردازند بلكه مراقب حال یكدیگر باشند و علاوه بر اصلاح خویش در اصلاح دیگران هم بكوشند ؛ زیرا برنامه عظیم و سنگاینى كه انتظارش را مى كشند یك برنامه فردى نیست .
3 ـ منتظران راستاین در فساد محیط حل نمى شوند
اثر مهم دیگرى كه انتظار حضرت مهدى دارد، حل نشدن در مفاسد محیط و عدم تسلیم در برابر آلودگیهااست. آرى انتظار ظهور مصلحى كه هر قدر، اهل دنیا فاسدتر مى شوند امید ظهورش بیشتر مى گردد اثر فزینده روانى در معتقدان دارد و آنها را در برابر امواج نیرومند فساد بیمه مى كند آنها نه تنها با گسترش دامنه فساد محیط میوس نمى شوند بلكه به مقتضاى ؛ وعده وصل چون شود نزدیك آتش عشق تیزتر گرددوصول به هدف را در برابر خویش مى بینند و كوشش آنان براى مبارزه با فساد و یا حفظ خویشتن با شوق و عشق زیادترى تعقیب مى گردد



1. بحارالانوار، ج 52، ص 131، ح 31.
2. كذب الوقاتون؛ كافى: 1 / 368.
3. كافى، ج 1، ص 333، ح 1.
4. بحارالانوار، ج 51، ص 72.
5. اكمال الدین، ج 2، ص 357 و 358.
6. بحارالانوار، ج 52، ص 126.
7. غیبت نعمانى، بحارالانوار، ج 52، ص 141.
8. سوره ى نمل، یه 83
9. سوره ى اعراف، یه ى 96.
10. بحار، ج 52، ص 130.
11. بحارالانوار، ج 52، ص 135.
12. بحارالانوار، ج 52، ص 366.
13. بحارالانوار، ج 52، ص 140.
14. بحارالانوار، ج 52، ص 140.
15. بحارالانوار، ج 52، ص 140.
16. بصائر الدرجات؛ بحارالانوار، ج 52، ص 124.
17. احتجاج: طبرسى؛ بحارالانوار: ج 52، ص 122.
18. سوره ى نحل، یه ى 90.
19. بحارالانوار، ج 52، ص 354 و 359.
20. سوره ى طه، یه 135.
21.غیبت طوسی، ص 290، كمال الدین ج 2 ص 483
22. كمال الدین، باب 32، ح 15.
23. سوره ى اعراف، یه 158.
24. كمال الدین، باب 33، ح 54.
25. محاسن برقى، ص 173.
26. مكیال المكارم، ص 151